یهو میبینی شش صبح در اتاق کوبیده میشه با موهای به هم ریخته و شلوار کردی به زور خودمو میرسونم تا دم در اتاق ، آقاجون گوشی به دست جلوی اتاق ظاهر میشه وحشت زده میپرسم:
-زلزله اومده؟
-سر تکون میده
-آمریکا حمله کرده؟؟
گوشیو میگیره طرفم میگه : بیا عموتو بلاک کن
با تعجب میپرسم: چرا؟؟؟
غمگین جواب میده : دو بار استیکر سلام فرستادم جواب نداده
آخرین بازدیدشو نگاه میکنم ،عزیز دلم عمو دقیقا 30ساعته آنلاین نشده چجوری جواب بده وقتی پیامتو ندیده
آهان میگه و گوشیو میگیره از دستم و میره
+چشامو میبندم و یادم میارم روزی که هی آقاجون میگفت باباجان من تلگرام میخوام چیکار آخه و من با لجبازی میگفتم نه همه دارن آقاجون سرت گرم میشه دوباره چشامو باز میکنم و ده بیست باری فعل غلط کردم را صرف میکنم و میخوابم