عید که شد رفتارهای مهمونا رو با دقت نگاه میکردم تا کیسی رو شکار کنم ولی از آنجایی که با یکی دوتا نشانه تشخیص امکان نداره و حتی اگه میشد هم امکان نداشت بگم میخوام باهات مصاحبه کنم و با برخورد کفش های نو مهمان با پس کله ام مواجه نشم بنابراین کلا بی خیال مهمانان نوروزی شدم
بالاخره عید تمام شد و من هنوز دست خالی. تصمیم گرفتم برای مشورت به سراغ خواهر جان برم خیلی شیک و مؤدب در زدم و وارد اتاقش شدم در حالی که تا کمر تو لپ تاپ بود در حد ثانیه ای نگام کرد با بغض گفتم آبجی من هنوز کیس نتونستم پیدا کنم برا مصاحبه نگاه عاقل اندر بیچاره ای کرد و گف این همه دوستای خل و چل داری با یکیشون مصاحبه کن بنویس تموم شه بره دیگه
ناامیدانه رفتم به سراغ مادرم منتظر ماندم تا مکالمه اش با عمه جان تمام شود به محض اینکه تلفن رو قطع کرد مظلومانه گفتم مامان من کیس برا مصاحبه پیدا نکردم به نظرت چیکار کنم ؟
انگشت اشاره اش رو به سمتم گرفته بود تا جایی که حس میکردم اگه پلک بزنم سفیده چشمم با انگشتش مخلوط میشه با عصبانیت گف یکم چشاتو باز کنی عمه هاتو میبینی
وقتی از همه ناامید شده بودم اومدم دراز کشیدم جلوی تلویزیون و با اولین مجری که تو تلویزیون دیدم کارمو شرو کردم.
بسم الله الرحمن الرحیم
وضعیت ظاهری : جوان زیبا تپل آراسته
وضعیت اشتغال: مجری
وضعیت خانوادگی: اطلاعات کامل نیست
شرح حال : استنباط ها از گفته های مراجع(2صفخه)
وضعیت شخصیتی: برونگرا و تیپ شخصیتیA
حالا دو تا سؤال داشتم اول اینکه برا این کیس من در آوردی اسم و فامیل چی بنویسم و دوم اینکه اگه بنویسم الف.ع میفهمن کیه یا جهت رد گم کنی مثلا بنویسم بابک زنجانی؟
زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 22