- پووووف دیرم شد
بدو میره آشپزخونه آبو با پارچ سر میکشه
به گلدون کنار پنجره اتاقم آب میدم صدامو بلند میکنم تا آشپزخونه برسه:
- برا ناهار چی بپزم؟ مامان و بابا ناهار مهمونن
صدای ضعیفی میاد
دوباره بلند میگم: چی؟؟؟؟
صدایی نمیاد
میام جلو اتاق میگم:چی؟؟؟؟
چشمک میزنه میگه: مدرسان شریف
شکلک درمیاره و درو میبنده میره
برمیگردم سمت اتاق چقد اینجا به هم ریخته س
شروع میکنم به تمیز کردنش
ساعت نزدیک 2
در میزنن . چه زود برگشتی آبجی؟
نیشش بازه: چطوووری؟؟؟ ناهار چی داریم؟
- با خستگی میگم : ناهارتو بیارم اتاق یا میای آشپزخونه؟
- میره سمت دسشویی میااام الان آشپزخونه
میرم سمت قفسه کتاب چن تا کتاب تست برمیدارم میبرم میزارم رو میز ناهارخوری
خواهرم دستاشو شسته میاد سمت آشپزخونه میگه بوی غذا چرا نمیاد؟ ناهار چی داریم؟
- اشاره میکنم به کتاب های زرد و قرمز روی میز: مدرسان شریف
همونجا جلوی آشپزخونه خشکش میزنه
زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16