ابهت

خرید بک لینک
ساعت هشت صبح جلوی در کارگاه تندتند قدم میزنه و با خودش حرف میزنه چرا آخه مرد ؟ اون که جوون بود

یکی از گوشه کلاس میپرسه : استاد چیزی شده؟

با حرص میگه یکی از شاگردای ترم پیشم مرده این چوبا که شماها دارین استفاده میکنین چوب اووونه ها

هممون هم صدا میگیم : خدا بیامرزه

دختر لاغری که امروز جلسه اولشه میگه : میگن اونایی که با چوب کار میکنن زود سرطان اینا میگیرن درسته؟

با بی حوصلگی جواب میده چه بدونم فکر نمیکنم

نگاهش میفته به من و حرفشو ادامه میده: اصن چه ربطی به چوب داره ،مگه میشه همچین چیزی ؟

نصف چشام بازه و کلمو به نشونه تایید تکون میدم

دستشو میزاره رو میز و خم میشه به طرفم : میشه؟این سرطان چی میشه اونوخ؟

در حالی که 75درصد مغزم خوابه با ترس میگم :

سرطان چوب

کلاس میره رو هوا

استاد خشن تر از قبل دوباره اشاره میکنه به چوبا: بچه ها این چوب برا اون خانمه س که فوت شده ها استفاده میکنین صلوات بفرستین

با ابروهای گره شده برمیگرده سمتم و به چوب نگاه میکنه :شما خانوم

با صدای بلند میگم: اللهم صل علی محمد و آل محمد

در حالی که به زور جلو خندشو گرفته : تیغ اره بغل دستیتو درست کن

زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: ابهت, نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:34

صفحه بندی