ازش پرسیدن سنتی بوده ازدواجتون؟
گف یه سالی دوست بودیم دانشجوی پزشکی بود و همه ملاکهایی که تو ذهنم بود رو داشت!!
داشتم فکر میکردم اگه من 14سالگی ازدواج میکردم قطعا همسرم الان یه پسر لاغر قدبلند بود که موهاش تا کمرش بود و از پشت میبست و وقتی ازش خواهش میکردم بره سر کار گیتار میگرفت دستش و در وصف چش و ابروی سیاهم ترانه می خواند و هنگامی که گرسنه میشدیم شعرهایش را از کوله پشتی جین مشکی اش بیرون میکشید و پهن میکرد روی زمین میخوردیم و تا صبح قدم میزدیم!!
+لطفا به ملاک های من در 14 سالگی نخندید![]()